پنل کاربری

ورو به سایت

نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز ورود
  • عضویت
  • جستجوگر

    موضوعات

  • اخبار
  • همایش های علیخانی 10
  • معرفی برنامه های علیخانی 109
  • مصاحبه های علیخانی 43
  • بیوگرافی کامل احسان علیخانی 1
  • اطلاعیه های سایت 50
  • احسان علیخانی در فیس بوک 30
  • مطالب اختصاصی سایت 17
  • متن های خبر 70
  • درباره ماه عسل 81
  • دیگر مطالب 139
  • عکس ها
  • عکسهای برنامه ماه عسل 90 7
  • عکسهای برنامه ماه عسل 92 235
  • عکسهای برنامه ماه عسل 93 232
  • عکسهای ماه عسل قدیم 4
  • عکسهای برنامه پشت صحنه 2
  • عکسهای برنامه بهارنارنج 12
  • عکسهای برنامه های عید 33
  • عکسهای همایش ها 119
  • عکسهای برنامه های دیگر 232
  • عکسهای جام ستارگان 22
  • عکسهای علیخانی در کنسرت ها 31
  • عکسهای علیخانی در مجلات 26
  • عکسهای شخصی علیخانی 87
  • عکسهای آتلیه ای علیخانی 17
  • عکسهای قدیمی 16
  • پوسترهای علیخانی 50
  • سکانس های برتر 9
  • طراحی های کاربران 7
  • عکسهای اینستاگرام 1
  • عکسهای اختصاصی سایت 36
  • دانلودها
  • دانلود ماه عسل 88 3
  • دانلود ماه عسل 90 4
  • دانلود ماه عسل 92 71
  • دانلود ماه عسل 93 76
  • دانلود دیگر ماه عسل ها 8
  • دانلود کامل برنامه بهارنارنج 13
  • دانلود برنامه های عید 8
  • دانلود دیگر برنامه ها 34
  • دانلود کلیپ کاربران 15
  • دانلود تیتراژهای ماه عسل 9
  • دانلود موزیک ویدئوهای ماه عسل 11
  • دانلود آهنگهای مربوط دیگر 17
  • دانلود موزیک ویدئوهای دیگر 10
  • کدهای اختصاصی

    آخرین ارسالی های انجمن



    قسمت پنجم سکانس خاطره انگیز ماه عسل ویژه سال 92

    ********************

     

    علیخانی:صحنه رو یادت میاد مبین؟خود سرهنگ اکبری اومد بالا سرت آره؟

    مبین:بله

    علیخانی:گیج قرصای خواب بودی یادت نمیاد

    مبین:بله.یکم گیج بودم.ولی خوابیده بودم بیدار شده بودم.همون موقع بود.ولی بازم یکم گیج شده بودم

    علیخانی:چیکار میکردی.اون موقع هایی که قبل اینکه بیان نجاتت بدن چیکار میکردی؟

    مبین:شاید باور نکنید.اتمام حجت کرده بودم.همونجا خوابیده بودم.با خودم میگفتم خدایا هرکسی یه آخری داره.هرکسی یروزی باید بمیره.پیش خودم گفته بودم فردا روز مرگمه.همینجوری خوابیده بودم.نا امیده نا امید.اصن خیلی باورش سخته که پلیسا بیان منو بگیرن ببرن پیش بابام.پیش مامانم

    پدر:موقعی هم که مامورا ریخته بودن حیاط اصلا فکرشو نمیکردن مامورن.فکر میکردن یه درگیری بین خودشونه سر پول

    علیخانی:یه چیزی میخوام از مبین بپرسم.فکر میکنم خیلی صادقانه تر از هممون باشه.تو اوج اوج نا امیدی چیکار میکردی؟تو 12 سالته

    مبین:همش با خدا بودم.فکرم با خدا بود یعنی اصن فکرم با خانوادم نبود.همش فکرم با خدا بود.یعنی اصن کلا انقدر نا امید شده بودم که خانوادمو کلا فراموش کرده بودم

    علیخانی:با خدا چی میگفتی؟

    مبین:با خدا راز و نیاز میکردم.میگفتم خدایا پیشت میام یه روزی.گفته بودم اون روز فرداس.خدایا خیلی باورش برام سخته.یعنی انقدر منو تهدید میکردن یجوری صحبت میکردن من کلا نا امید شده بودم به این حالو روز افتاده بودم.خیلی تهدیداشون شدید بود.مثلا میگفتن پدرتو مادرتو خانوادتو کلا به قتل میرسونیم


    برای دیدن آیتم گروگان گیری مبین کلیک کنید

    بقیه در ادامه مطلب...





    علیخانی:تو نگران خانواده اتم شده بودی

    مبین:آره صد در صد

    علیخانی:کاریم از دستت بر نمیومد.چیکار میخواستی بکنی؟

    مبین:گفتم اگه یروزی بشه بابام پولو بده برم پیش خانواده ام.یروزی بشه بتونم فرار کنم برم پیش خانواده ام

    علیخانی:به نظرت بابات 5 میلیارد داشت بده؟

    مبین:به نظرم؟ نه.اونا میگفتن بابات 30 ،40 میلیارد داره.5 میلیارد که چیزی نیست

    علیخانی میخندد رو به پدر:چقدر پول داری؟راستشو بگو دیگه

    پدر:من ندارم

    علیخانی رو به مادر:خانم چی میکشیدی شما؟من میدونم شما از همه ناراحت تری.اون صحنه ها هم داره تو ذهنتون میاد.ولی این خبره که بهتون رسید ، دیگه مادره دیگه.بچه اشو پیدا کرده

    مادر:اصن مثل یه معجزه بود.باورم نمیشد.ولی امیدم به خدا بود.دیگه به سجده میرفتم.از خدا میخواستم یه فرجی یه راهی که این بچه رو از دست این ظالما نجات بده

    علیخانی:شما فیلم بریدن دستای مبینو ندیدی که؟

    مادر:نه به من نشون ندادن

    علیخانی رو به پدر:تو نشون ندادی.چه کار عاقلانه ای کردی.
    آخ تو فیلمو تنها دیدی؟چی کشیدی خودت

    پدر:غروب بود با من تماس گرفتن یه آدرسی دادن گفتن یه فیلمی از مبین تهیه کردیم.نگفتن دسته مبینو بریدیم فقط میگفتن یه فیلمه.چون من هی اصرار میکردم.اینا خودشونم نمیزاشتن مستقیم صدای مبینو بشنوم.صدای ضیط شده اشو میزاشتن

    علیخانی:بعد فیلمو گفتن گذاشتیم یجا برو ببین

    پدر:مسئول پرونده ام میگفت خودت باید صدای مبینو بشنوی

    علیخانی:اولین بار فیلمو کجا دیدی؟

    پدر:اولین بار فیلمو بردم توی دفتر فرماندهی

    علیخانی:اولین بار خودت اون صحنه وحشتناکو دیدی

    پدر با بغض:خیلی سخت بود آقای علیخانی.یه رم 2 گیگ بود.داخل یه دستمال کاغذی پیچیده بودن.یه باند خون آلودم گذاشته بودن.رفتیم تو دفتر جناب سرهنگ.فیلمو گذاشتن نگاه کردیم.دیگه همینکه چاقو رو دیدم رو دستای مبین اومد.نتونستم خودمو نگهدارم.دیگه فکر کردم دستشو بریدن دیگه.گفتم بیشرفا دستشو بریدن دیگه.که دو سه بار فیلمو گذاشتن گفتن نه نه نبریدن.اینا خواستن بهت تلقین کنن دست مبینو بریدن

    علیخانی:که مبینم میگه دلشون به رحم اومد نبریدن.

    پدر:دیگه از اون لحظه به بعد حقیقتشو بخواید من شول شدم

    علیخانی:حالا یذره زندگی خوب بشود.زندگی خوش بشود.حال الان شما قیمتیه.خیلی گرون بهاء.برسیم یه خبر خوبه.خبر خوبه چجوری بهتون رسید؟

    پدر:خبر که...شب چهارشنبه بود من با مسئول پرونده صحبت میکردم.گفتم بهتون دیگه بریده بودم.باهاشون صحبت کردم.البته ایشونم دلداری میداد.میگفت سرنخ پیدا کردیم.میتونیم راحت بگیریمشون

    علیخانی:بعد همسایه ها.اهل محل.اهالی گنبد.فکر کنم مثل بمب صدا کرد دیگه.بیست روز...

    پدر:آقای علیخانی یعنی اینجوری بگم.حقیقتش توی گنبد اقوام زیادی هم زندگی میکنن.یعنی جوری شده بود که همه با هم همدل شده بودن 

    برچسب ها

    ارسال نظر

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    نظرات ارسال شده


    1. فهیمه : سلام به همه کسانی که قلبشون آماده شنیدن درسهای زندگی است میخواستم از این طریق از آقای احسان علیخانی به خاطر احترامشون به شعور و شخصیت مردم برای ادبشون برای انسانیتی که در قاب تلویزیون به صورت شفاف آموزش میدهند برای اینکه دلمون رو با اشک هایی که به پای مشکلات میهمانان این برنامه میریزیم پاک میکنند تشکر کنم. باور کنید من وقتی این برنامه رو میبینم مثل کودکی 5 ساله ام که آماده پند گرفتن از بزرگان است. آقای علیخانی با آدمهای ساده ای که در اطرافمون زندگی میکنند بهترین شکل زندگی رو به همه اقشار از بچه تا پیر آموزش میدهند شاید فکر کنید اغراق میکنم ولی بخدای احد و واحد این برنامه دریچه ای است که اگر دلمون رو زلال کنیم اگر منم منم رو کنار بگذاریم تلالو وجود معبود رو میشه با این برنامه در وجودمون پیدا کنیم. با احترام فراوان از شما آقای علیخانی هموطن خوب و باغیرت تشکر میکنم و آرزوی خوشبختی و سربلندی شما و خانواده محترمتون رو از ایزد متعال خواستارم.


    1. marzieh : تنها کسی ک میتونه درد ی رو بفهمه اینکه خودش درد کشیده باشه .چقد سخته پر درد باشی ولی کسی رو برای مرحم دردات پیدا نکنی.امیدوارم دوست بیمارم هرچه زودتر بهبود پیدا کنه


    1. متین : سلام خداییش اون قسنتش ناراحت کننده بودشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک


    1. nasrin58 : سلام امید وارم خوب باشید نمی دونم این حرفهای من را کی می خونه یا اصلا می خونید یانه ولی من می نویسم
      با برنامه سال گذشته خیلی وقتها خندیدیم وگاهی... من یک بیما رسرطانی هستم ولی هنوز دلم نا ارام است وهیچ حرفی مرا ارام نمی کند کاش اگر امسال بیماری از این نوع دعوت شد از او بپرسید هزینه های درمانش را چگونه فراهم کرد که سرطان را دوست لقب داد از او بپرسید این چه دوستی است که کمر تورا می شکند وراضی می شود تو دستت را جلوی هر کس و نا کسی دراز کنی این چه دوستیست که هر شب برای خودت ارزوی مرگ کنی تا خانواده وفرزندانت از شرمندگی در ایند بپرسید این رفاقت است یا نارفیقیست که بااین رفیق همه مرا فنا شده فرض کنند .....بپرسید ممنون
      پاسخ : به امید روزی که سرطانی وجود نداشته باشد



    1. جیران.ش : من که خودم این قسمت و بیشتر از همه قسمتهای ماه عسل دوس داشتم .یکی از دلایلی که خیلی اونو دوس داشتم اینه که حرفایی از اتحاد ودوستی زده شد اگه یادتون باشه یا حق


    1. سارا : سلام یه خبر فوق العاده ماه عسل قطعی شد هوراآاااااااااااااااااا یعنی بهتر از این نمی شه


    1. هوادار : سلام بروی ماهتون
      یه سوال...
      چقدرطول میکشه تا توسط مدیر تائید شیم؟
      وب من که برای حمایت از کافه لوگوی شما رو گذاشته اسمش توی حامیان کافه احسان میزارن؟
      ممنون از همگی
      پاسخ : سلام.تائید شدید.آدرس وبلاگتون رو بدید



    1. SAEIDEH : بهترین دوست من ماه عسل.
      عاشقانه ترین ها تقدیم تو ماه عسل دوست داشتنی.
      شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکماه عسل دوستت دارمشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
      قد یه دنیا ممنون.
      مــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه عســـــــــــــــــــــــــــلشکلک
      عالی.



    1. saeideh : خیلی این قسمتش خوب بودشکلک


    1. saeideh : خیلی این قسمتش خوب بودشکلک

    ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

    آمارگیر

    • :: آمار مطالب
    • کل مطالب : 949
    • کل نظرات : 10218
    • :: آمار کاربران
    • افراد آنلاين : 3
    • تعداد اعضا : 8348
    • :: آمار بازديد
    • بازديد امروز : 180
    • بازديد ديروز : 823
    • بازديد کننده امروز : 32
    • بازديد کننده ديروز : 78
    • گوگل امروز : 0
    • گوگل ديروز: 9
    • بازديد هفته : 1,943
    • بازديد ماه : 10,265
    • بازديد سال : 116,138
    • بازديد کلي : 16,902,903
    • :: اطلاعات شما
    • آي پي : 18.207.106.142
    • مرورگر :
    • سيستم عامل :